خاطره مي شديم شايد
اگر همين نزديكي ها
چيزي بيشتر از حد معمول اتفاق افتاده بوديم .
فكرش را بكن
ديگر آنقدر دروغ بزرگي نبودي
كه من باور كنم
سنگفرشهاي پارك
گاه و بي گاهِ اينهمه مدت
رد پاهايت را راستي راستي خالي بسته اند .
ببين چه حقيقت شاخ داري شده ام
كه تا بيايم باورت شوم
آرزو مي كنم اي كاش
امتداد جاده ها را مي شد
از پر پيچ و خمشان بازداشت
كه ديگر
اينهمه سفرهاي قشنگت را
به روي خودم بالا نياورم
مي شود نگهداريد آقا
همين بغل
+ نوشته شده توسط اميد رحماني در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
11:42 |

